برای پیشرفت بازاریابی محتوای کسب و کار خود، چه چیزهایی باید بدانید

آیا باید استراتژی بازاریابی کسب و کار شما شامل بازاریابی محتوا هم باشد؟ همانطور که انتظار دارید، بستگی به چیزهای مختلفی دارد. اما این را بدانید که اگر بازاریابی محتوا نمیکنید، عضوی از یک اجتماع کوچک اقلیت هستید. طبق آمار موسسه‌ی بازاریابی محتوا، ۸۸ درصد از بازاریابان B2B (کسب و کار برای دیگر کسب و کارها) از بازاریابی محتوا استفاده میکنند، که ۲۸ درصد از بودجه تبلیغاتی خود را به این امر اختصاص می‌دهند. در میان بازاریابانی که مستقیما با مشتری در ارتباط هستند نیز این دو رقم بترتیب ۷۶ و ۳۲ درصد میباشد.

این حقیقت که تجارتهای بسیاری در حال استفاده از بازاریابی محتوا هستند، به این معنی نیست که همه آنها به درستی این کار را انجام میدهند. بر اساس تحقیق موسسه‌ی بازاریابی محتوا، تنها یک سوم از کسب و کارهایی که این کار را میکنند احساس میکنند تلاشهای آنها تاثیر داشته است.

بازاریابی محتوا چیزی بیشتر از داشتن یک بلاگ و یک فید توییتر است، اما هر کسی این موضوع را درک نمیکند. وقتی مشتریان ما این موضوع را سوال میکنند، من سعی میکنم آنها این یک جمله را بخوبی درک کنند:

بازاریابی محتوا یعنی ارتباط برقرار کردن با مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه بدون فروختن به آنها.

برای استفاده ی موثر از بازاریابی محتوا شما باید مشتریان بالقوه و مشتریان قبلی خود را با چیزی جالب توجه تامین کنید، نه ارائه‌ی محصولات یا خدماتی که برای فروش دارید. در عین حال برای اینکه بازاریابی محتوا تاثیر خود را روی استارتاپ یا کسب و کار شما بگذارد، باید در نهایت منجر به فروش شود.
در نتیجه با این پیش زمینه، معمولا تعریفی عملی را به مشتریان خود ارائه میکنم که معرفی مفیدتر و دقیق تری از بازاریابی محتوا باشد:

بازاریابی محتوا یک استراتژی بازاریابی است که هدفش افزایش فروش و سود از طریق تامین یک جامعه ی هدف بصورت پایدار با اطلاعات بدربخوری می‌باشد که توجه آنها (و کسب و کارشان) را جلب و حفظ میکند.

بازاریابان موفق محتوا این کار را با روشهای متفاوتی انجام می‌دهند. بلاگ نویسی یکی از رایج‌ترین آنهاست. بازاریاب با زمانبندی مرتب، یک سری پست در موضوعاتی که توجه گروهی از پیش انتخاب شده را جلب میکند، ایجاد می‌نماید و این کار را بدون هیچ پیشنهاد فروش مستقیمی ادامه میدهد.

بعنوان مثال یک شرکت سموم آفت‌های خانگی، مطالبی را در مورد جلوگیری از حشرات گیاهی منتشر میکند، اگرچه شرکت مذکور هیچ فعالیتی در مورد حشرات گیاهی ندارد. این اطلاعات مفیدند، تعدادی از جامعه‌ی هدف را جذب میکنند، شرکت را در موقعیتی حرفه ای و کمک کننده قرار می‌دهند، و میتوانند به آسانی منجر به گفتگوهایی در مورد خرید سموم آفت های خانگی، یعنی محصول اصلی این شرکت، شوند.
راهکارهایی مشابه میتوانند برای وب سایت شرکتها استفاده شوند و بیشتر شبیه مجله های آنلاین باشند تا وبلاگ های مرسوم. مطالب کوتاه‌تر در شبکه های اجتماعی همچون فیسبوک (مناسب برای ارتباط مستقیم با مشتری هدف) و لینکدین (مناسب برای خدمات B2B) نیز منتشر میگردند.

بازاریابی محتوا برای دیده شدن در میان هیاهوی پر سر و صدای تبلیغات بسیار گرانبهاست. به صاحبان استارتاپ ها فرصت می‌دهد اعتماد مخاطبان را بدست آورده و روابطی را با آنها بسازد که افرادی که صرفا تبلیغات سنتی میکنند، آرزوی آن را دارند. همچنین برای اهداف بازاریابی متفاوتی نیز میتوان از آن استفاده نمود از جمله شناخته شدن کسب و کار یا خدمات پس از فروش.
یکی از قدرتهای ویژه‌ی بازاریابی محتوا روشی است که برای استفاده از تخصص منحصر بفردتان جهت ایجاد رابطه با مشتریان، در اختیار شما قرار میدهد. بعنوان مثال، یک استراتژی که توسط Rohin Dhar مدیر Priceonomics توصیه شده، خلق محتوا با استفاده از داده هایی است که در کسب و کار خود بدست آورده اید و برای مخاطب مفید خواهد بود چرا که آنها را جای دیگری نخواهد یافت.
با تمام سر و صدایی که پیرامون بازاریابی محتوا ایجاد شده، بعضی از مشتریان ما تردید دارند که تمرکزشان را فقط روی این موضوع بگذارند. یادتان باشد، بازاریابی محتوا تنها یک روش از روشهای بازاریابی است و محدودیت‌های خودش را دارد. برای مثال، عموما این یک روند بلندمدت است. یک پست در وبلاگ خیلی بعید است بتواند تاثیری به اندازه ی یک تبلیغ در زمان مسابقات Super Bowl داشته باشد.
بازاریابی محتوا برای گرفتن نتایج سریع نیست. همچنین برای بازاریابانی نیست که زمان و انرژی خلاقانه جهت ایجاد محتوای رقابتی، یا انتخاب و انتشار محتوای مناسب که توسط دیگران ایجاد شده را ندارند. برای یک کسب و کار با خدمات خاص در موقعیت مکانی یا شرایط بخصوص، همچون یک پمپ بنزین جاده ای، بعید است بازاریابی محتوا ارزش چندانی داشته باشد. یا اگر جایی، قیمت تنها عامل تعیین کننده باشد، بازاریابی محتوا نقشی جزئی خواهد داشت.

برعکس، در بازاری با تعداد زیادی رقیب و تبلیغات فراوان، بازاریابی محتوا میتواند روشی عالی برای شنیده شدن باشد. همچنین برای تجارت هایی که محصولات یا خدماتی پیچیده دارند و نیاز به رابطه ی تنگاتنگ طولانی مدت با مشتری دارند، نیز بسیار مناسب می‌باشد.
یکی از سوالهای اصلی که مشتریان ما در مورد بازاریابی محتوا می‌پرسند اینست که هر چند وقت یکبار باید محتوای تازه تولید کنند؟ جواب این سوال بستگی به بازار، محصول شما و نوع کسب و کارتان دارد.
بنیانگذار و مدیر عامل شرکت بازاریابی محتوای Curata میگوید، برای بعضی کسب و کارها ممکن است یک خبرنامه‌ی ماهیانه که با اخبار شرکت و مقاله های مورد علاقه‌ی کاربران ترکیب شده است، کافی باشد. بعنوان مثال یک دلال املاک مسکونی خیلی دیر به دیر اقدام به فروش میکند و نیازی به ارتباط تنگاتنگ و مداوم با مشتری ندارد.
دیگر کسب و کارها ممکن است نیاز به تولید محتوای جدید روزانه یا حتی بیشتر از یکبار در روز داشته باشند. مالک یک سالن کنسرت که پایگاه مشتریانش ناپایدار و بیشتر روی گوشی های موبایل یا تبلت هستند، ممکن است مخلوطی از اخبار موسیقی و اجراهای پیش رو را هر روز صبح، ظهر و شب روی توییتر و دیگر پلت فرم های مشابه ارسال کند.

یک راه ثابت بازاریابی محتوا وجود ندارد که بتوانیم بگوییم برای هر کسب و کاری جواب میدهد. نکته مهم برای هر تجارتی که شروع به بازاریابی محتوا میکند یا قصد دارد استراتژی بازاریابی محتوایش را بهبود بخشد اینست که راههای متفاوتی را امتحان کرده و با روشی که بازخورد بهتری از آن دریافت میکند، ادامه دهد.
حداقل باید درک کنیم که بازاریابی محتوا دیگر یک مقوله‌ی جدید یا غیرمعمول نیست. رقبای شما در حال استفاده از آن هستند. اگر شما بازاریابی محتوا را در نظر نگیرید، در حال صدمه زدن به خود، مشتری و کسب و کارتان هستید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *